Deprecated: Array and string offset access syntax with curly braces is deprecated in /home/ostangolestan1/public_html/aliabadkatool/engine/classes/templates.class.php on line 211 Deprecated: Array and string offset access syntax with curly braces is deprecated in /home/ostangolestan1/public_html/aliabadkatool/engine/modules/sitelogin.php on line 103
صفحه نخست > تابلو اعلانات > شهادت امام حسین(ع) و 72 تن از یارانش
شهادت امام حسین(ع) و 72 تن از یارانش24 شهریور 1397. نويسنده: علی آباد کتول |
به گزارش روابط عمومی فرمانداری علی آباد کتول،و اینك میدانی دوباره، اینك 72 یار و هزاران دشمن كینهتوزی كه رحم و مروّت را از ازل نیاموختهاند. اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفتهایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء (ع). سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم
رهبری ميكردند و امام معصومی لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت ميداد... و
سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و
شام، آه از خرابه و... پس صف آرائى لشكر خود نمود و امر فرمود تا آتش در هیزم هاى خندق زدند كه آن خندق آتش، مانع از رفتن لشكر به جانب خیمه هاى زنان باشد.از آنطرف عمر سعد نیز صفوف لشكر خود را آراست. در آن زمان ، حضرت سوار بر شترى شد و ما بین دو لشكر ایستاد و اهل عراق را ندا كرد و بعد از حمد و صلوات، نسب خود را اظهار كرد و بیان فرمود كه" با شما نیستید كه نامههاى متواتر به من نوشتید و مرا به اینجا دعوت كردید.الحال چه شده ؟ آیا من كسى را كشتهام یا كسى را آسیبى زدهام یا مالى از كسى بردهام؟ براى چه براى كشتن من جمع شدهاید؟ " عمر سعد تیرى به چله كمان گذاشت و به لشكر خود گفت كه نزد امیر شهادت دهید كه من اول كسى بودم كه تیر به جانب حسین افكند. همینكه آن تیر را افكند، لشكر او نیز سید الشهداء را تیر باران كردند و در همان ساعت جماعتى از اصحاب آن جناب شهید شدند و پیوسته یك، یك به میدان رفتند و شهید شدند تا وقت ظهر شد. ابو ثمامه به حضرت سید الشهدا (ع) عرض
كرد كه وقت نماز ظهر است، مىخواهیم یك نمازى دیگر با شما بجا بیاورم . از لشكر
عمر سعد مهلت نماز خواستند. آنها، مهلت ندادند. لاجرم دو تن از یاران آن حضرت در
برابر نماز گزاران قرار گرفتند و هر تیر و نیزه كه وارد مىشد بر بدن خود مىخریدند. بالاتر از همه تذكر شهادت حضرت علی
اصغر (ع) است. نمى دانم كه سید مظلومان چه حالى داشته آنوقتى كه آن طفل را به
آنجناب دادند كه آبى براى او بگیرد و عوض آنكه آن قوم بی حیا آن طفل را آب دهند
تیرى به گلوى نازك او زدند كه آن طفل در دست پدر، جان داد. در این وقت بواسطه آن زخم و زخمهاى فراوان دیگر كه بر بدنش بود ضعف و ناتوانى بر آن حضرت عارض شد، از كارزار ایستاد. مالك بن یسر بجانب آن جناب روان شد و ناسزا گفت و شمشیرى بر سر مباركش زد كه كلاه زیر عمامه آن حضرت مملو از خون شد و صالح بن وهب نیزه بر پهلوى مباركش زد كه از اسب بر روى زمین افتاد. حضرت زینب(س) چون این وقایع را دید،
از خیمه بیرون دوید و فریاد برداشت "وا اخاه واسیداه وا اهل بیتاه" . اى كاش آسمان خراب مىشد و بر زمین مىافتاد و كاش كوهها از هم
مىپاشید" . و با فریاد به عمر سعد گفت: اى عمر،
ابو عبدالله را مىكشند و تو او را نظاره مىكنى.عمر سعد پاسخی نگفت. پس از آن لشكر عمر سعد به خیمههای محترمش ریختند و آنچه در خیمه ها بود، بردند و زنهاى داغدیده را بیازردند. زنها ناله هاشان بلند شد. عمر سعد به جانب خیمهها آمد. زنها چنان فریاد كشیدند و گریستند كه ابن سعد به حال آنها رقت كرد. فریاد زد كه كسى متعرض ایشان نشود. ولی كسی به حرفهای وی چندان توجهی
نداشت و این واقعه، مفصل است و این نوشته را گنجایش بیش از این نیست والى الله
المشتكى و هو المستعان.(و خدا است كه به نزد وی شكایت برند و اوست شنوا) شیخ
طوسى در كتاب مصباح از عبدالله بن سنان روایت كرده است كه گفت: "من در روز
عاشورا به خدمت حضرت امام جعفر صادق (ع) رفتم، دیدم كه رنگ مباركش متغیر و آثار
حزن و اندوه از روى شریفش ظاهر است و مانند مروارید آب از دیدههاى مباركش میریزد. مگر نمى دانى كه در مثل این روز، جد من حسین، شهید شده است ... مثل این روز در این وقت جنگ از آل رسول منقضى شد و سى نفر از ایشان با یارانشان بر زمین افتاده بودند كه هر یك از ایشان اگر در حیات حضرت رسول (ص) فوت مى شد، آن حضرت صاحب عزای او بود. پس آن حضرت آنقدر گریست كه محاسن شریفشان تر شد ". در اواخر روز عاشورا سزاوار است كه یاد آورى از حال حرم امام حسین و دختران و اطفال آن حضرت كه در این وقت در كربلا اسیر دشمنان و مشغول به حزن و گریستن بودند و مصیبتهائى بر ایشان گذشته كه در خاطر هیچ آفریدهای خطور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد. پس برخیزى و سلام كنى بر رسول خدا و على مرتضى و
فاطمه زهرا و حسن مجتبى و سایر امامان از ذریه سید الشهداء علیهم السلام و ایشان
را تعزیت گوئى بر این مصائب عظیمه با قلب محزون وچشم گریان.. بازگشت |